• 09901867040
  • 09901867030
  • این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

چگونه فرزندانمان را تربیت کنیم و بهترین شیوه رفتار با کودکان و نوجوانان چه شیوه ای است؟

چگونه فرزندانمان را تربیت کنیم و بهترین شیوه رفتار با کودکان و نوجوانان چه شیوه ای است؟

شاید اساسی ترین دغدغه زوجینی که تصمیم به فرزند دار شدن گرفته اند و همچنین زوجینی که به تازگی صاحب فرزند شده اند، چگونه رفتار کردن با کودک و نوع تربیت صحیح فرزندشان باشد.  واضح است که همه والدین علاقمند هستند که فرزندانی با اعتماد به نفس و موفق پرورش دهند به طوریکه بتوانند با دیگران به  درستی ارتباط برقرار کرده و از پس حل مسائل زندگی به خوبی بربیایند و در نهایت از سلامت روان بیشتری برخوردار باشند. لازم به ذکر است که والدین برای رسیدن به این هدف باید راه پرپیچ و خمی را طی کنند. برای پاسخ به این پرسش والدین که بهتر است چه روش و الگوی تربیتی را پیش بگیرند، بهتر است  پیش از هر چیز شیوه های فرزندپروری را از نگاه متخصصین حوزه خانواده بشناسیم که به چهار نوع، سبک سختگیرانه، آسان گیرانه

(سهل گیرانه)، قاطعانه و نابسامان تقسیم می شوند. در ذیل با ذکر مثال به توضیح هریک از آنها می پردازیم. همه والدین به ویژه مادران از لحظه تولد نوزادشان با در آغوش گرفتن، بوسیدن، گرم نگه داشتن، لمس کردن و شیر دادن به او احساس آرامش و امنیت را در فرزند دلبندشان ایجاد می کنند. مادران در این دوران بیشتر احساس لذت بردن از شیرینی کودک را تجربه می کنند، به خصوص زمانی که با یک بار در آغوش گرفتن، کودک آرام می شود و با خوردن مقداری شیر گرسنگی اش برطرف شده و به راحتی به خواب می رود ، اغلب نظافت کردن فرزند هم در این  زمان به راحتی و با دردسر کمتر انجام می شود. اما همیشه نیازهای کودک ما در این شکل و اندازه باقی نمی ماند. کم کم با بزرگ شدن کودک نیازهای او هم تغییر می کند. وقتی راه می اقتد، مدام باید مراقب بود که به اشیا تیز مانند چاقو و قیچی نزدیک نشود، هر بار که چیزی را از دست او می گیریم با صدای بلند شروع به جیغ کشیدن و گریه کردن می کند، وقتی به حدود سه سالگی رسید به او یاد می دهیم هربار که دستشویی داشت بگوید، چرا که کودک  یاد می گیرد که نباید در جای دیگری به جز دستشویی ادرار یا مدفوع کند و برای برخی والدین این شروع یک دردسر است. شاید کم نباشند مادرانی که برای بردن فرزندشان به دستشویی مجبور می شوند در یک مهمانی رودربایستی دار، چند دقیقه به دنبال کودکشان بدوند.  یا زمان هایی که کودک می خواهد با اسباب بازی های خود بازی کند و نمی خواهد بخوابد و اگر نتوانیم او را به رختخواب ببریم و به دیر خوابیدن عادت کند، ممکن است مشکلات جدی در رشد کودک ما، ایجاد شود. در این شرایط اگر اسباب بازی را از او بگیریم و او را به زور بخوابانیم، ممکن است شروع به فریاد کشیدن و پرت کردن اشیا و یا حتی زدن مادر و خودش کند. این مقدمه برای بیان و یادآوری این مطلب است که کودک به شکل عادی به دنبال شادی و لذت بردن است و در بسیاری از مواقع برخلاف میل ما رفتار می کند و گاهی برای لجبازی شروع به بدرفتاری می کند. داشتن رفتارهای نادرست به معنای خوب یا بد بودن فرزند ما نیست و صرفا بخشی از ویژگی های خاص این دوره از رشد  کودک است. ممکن است در موارد گفته شده بسیاری از والدین عصبانی و ناراحت شوند و حتی نتوانند خشمشان را کنترل کنند. پاسخ به این پرسش که، چگونه باید با کودکان خود رفتار کنیم، درست در همین مواقع مشخص می شود. طبیعی است که کودک مرتکب اشتباه شود، اما نکته مهم در این است که والدین در مقابل رفتارهای کودکانه و نادرست فرزندانشان چه می کنند؟ اگر شما از جمله والدینی هستید که با زور و عصبانیت کودکتان را می خوابانید و یا اگر کودکتان اسباب بازی خود را خراب کرد و به شکل غیرعمد یکی از ظروف خانه را شکست، او را شدیدا تنبیه و سرزنش می کنید، باید گفت که شیوه فرزندپروری شما از نوع سختگیرانه می باشد و بدانید که با این نوع برخورد در مقابل رفتارهای نادرست فرزندتان اعتماد به نفس او را می کشید و جرأت را از فرزندتان می گیرید، این خطر وجود دارد که فرزندتان از ترس اشتباه نکردن و نهایتا تنبیه نشدن از جانب شما، بسیاری از چیزها را تجربه نکند. ممکن است بخواهد اسباب بازی اش را از هم جدا کند و ببیند که ماشینش چطور حرکت می کند، اما از ترس خراب شدن آن و توهین و سرزنش شما، کمتر کنجکاوی کند و به احتمال زیاد در آینده نمی تواند فرد مستقلی باشد و همیشه ترس و اضطراب همراه او خواهد بود. در مقابل والدینی که همیشه از اشتباهات عمدی و غیرعمدی فرزندانشان چشم پوشی می کنند هم می توانند فرزندانی آسیب پذیر تربیت کنند. به طور مثال کودک می خواهد به جای شام بستنی بخورد و هربار که مادر می خواهد به او بستنی ندهد آنقدر گریه می کند که مادرش تسلیم خواسته او می شود. و یا کودک می خواهد تا دیر وقت بیدار بماند و والدین به خاطر ترس از گریه و ناراحتی او کوتاه می آیند و تسلیم می شوند. و یا مثلاً کودک در مهمانی روی مبل صاحبخانه با خودکار نقاشی می کشد و والدینش بی اهمیت از کنار اشتباه کودکشان می گذرند. اگر والدینی به این روش در مقابل رفتارهای کودکشان واکنش نشان دهند، بیانگر آن است که شیوه و الگوی فرزندپروری آنها از نوع سهل گیرانه و یا آسان گیرانه است. ممکن است برخی والدین تصور کنند که با در اختیار گذاشتن همه امکانات برای فرزندانشان و تسلیم شدن در برابر همه خواسته های کودکشان، می توانند فرزند سالمی تربیت کنند که در پاسخ باید گفت این تصور یک اشتباه خطرناک بوده و بیشتر شبیه یک توهم است، چراکه به همان اندازه که روش تربیت تنبیه کننده و سختگیرانه می تواند موجب آسیب های بزرگ در فرزند ما بویژه در سال های نوجوانی و جوانی باشد، روش سهل گیرانه هم می تواند، آینده فرزندانمان را با مشکلات جدی و زیادی روبه رو کند. کودک در این شیوه از تربیت لوس و خودخواه شده و همانطور که در کودکی با هربار گریه کردن موفق شده صاحب اسباب بازی گران قیمت، خوراکی های خوشمزه و ... شود، در باقی مراحل زندگی نیزیاد می گیرد که باید بی معطلی به خواسته هایش برسد و تحمل شکست را نخواهد داشت، غافل از اینکه در بیرون از محیط خانواده  و در جامعه کسی پاسخگوی خواسته هایش نبوده و نیست. مثلا ممکن است در نوجوانی و جوانی به فردی علاقمند شود و اگر آن فرد علاقه او را رد کند، تحمل شکست و برآورده نشدن انتظاراتش را ندارد و نمی تواند در مقابل این تلخی ها، خشم، اضطراب، ترس و ناراحتی خود را کنترل کند و به هم می ریزد. یکی دیگر از مشکلات اساسی در این فرزندان این است که چون والدین از کودکی مسئولیت انجام کارهایش را به عهده گرفته اند، ناتوان و بی مسئولیت بار می آید. کم نیستند کودکانی که تا ده سالگی از عهده مسواک زدن دندان ها و یا بستن بند کفش های خود بر نمی آیند و چون در نوجوانی و بزرگسالی در روابط با دوستان و همکلاسی ها و بعدها با همسرشان نمی توانند مسئولیت پذیر باشند، احساس سرخوردگی خواهند کرد. اما در این میان والدین آگاهی هستد که می توانند به درستی از عهده تربیت فرزندانشان برآیند. آنها به خوبی می دانند که سخت گیری بیش از اندازه و یا سهل گیری می تواند در آینده فرزندشان تأثیرات نامطلبوبی به جای بگذارد.

شیوه فرزندپروری قاطعانه چه خصوصیاتی دارد؟

والدین در الگوی فرزندپروری قاطع در زمان و مکان مناسب از تشویق و تنبیه، در برابر رفتارهای کودکشان استفاده می کنند. این والدین در مقابل خواسته های نامعقول فرزندشان قاطعانه برخورد کرده و تسلیم نمی شوند و از همه مهم تر اینکه معنای صبر کردن را به فرزندشان می آموزند. یکی از بهترین روش هایی که روانشناسان کودک برای افزایش صبر در کودکان توصیه می کنند این است که هرگز والدین با وجود فراهم بودن انواع امکانات مثل اسباب بازی ها، خوراکی ها  گوناگون و... برای برآورده کردن خواسته های فرزند دلبندشان عجله نکنند. به طور مثال اگر کودک بستنی می خواهد و والدین به راحتی می توانند آن را ظرف یک دقیقه فراهم کنند، همیشه بی معطلی این کار را انجام ندهند. می توانند به فرزندشان بگویند حتما بستنی را برای او می آورند اما فعلا به اندازه 5 دقیقه باید کار دیگری را تمام کنند و اگر کودک معنای 5 دقیقه را نمی داند، با انگشت ساعت را نشان دهد و بگوید مثلا وقتی عقربه بزرگ به 10 رسید، بستنی او حاضر است. نکته مهم در اینجا این است که برای ایجاد اعتماد بین والدین و فرزند، والدین حتما باید به حرف خود عمل کنند. با رعایت این روش ساده، می توان معنای بسیار مهم صبر کردن را به فرزندان آموخت. والدین قاطع در انجام خواسته های فرزندانشان افراط و تفریط نمی کنند و به وضوح می دانند که والد خوب و دلسوز لزوما والدی نیست که برای محکم و قوی شدن روحیه فرزندش مدام او را تنبیه کند و یا والدی نیست که فورا همه نیازها و خواسته های فرزندش را برطرف کند. وقتی کودک باید بخوابد و گریه می کند، با او حرف می زنند و هرچقدر گریه و جیغ را بلندتر کند، تسلیم خواسته او نمی شوند چراکه می دانند اگر کودک برای رسیدن به هر خواسته جیغ بزند، این روش را یاد می گیرد. این والدین همیشه به فرزندشان محبت می کنند و در زمان هایی که فرزندشان به خوبی غذا می خورد، اسباب بازی هایش را جمع می کند، زود به تخت خواب می رود، مسواک می زند و ... او را مورد تشویق قرار می دهند و زمانی که کودکشان به هر دلیل مرتکب اشتباه شد و شروع به جیغ زدن کرد و یا به دیوار همسایه مشت کوبید او را تنبیه نمی کنند، اما به شکل جدی و قاطعانه به او می گویند که اگر به کارش ادامه دهد  مثلاً از پارک خبری نیست. در این مورد هم توصیه اکید می شود که والدین هرگز از خشونت استفاده نکنند و زمانی که تصمیم گرفتند به خاطر بدرفتاری کودکشان او را از یک چیز لذت بخش مثل رفتن به پارک و ... محروم کنند، حتما به حرفشان عمل کنند و اگر کودکشان رفتار نادرست را ادامه نداد، او را تشویق کنند. یکی دیگر از مهم ترین ویژگی های والدین قاطع این است که هنگامی که کودکشان چیزی را خراب می کند مثل خراب کردن یک  اسباب بازی یا ریختن غذا یا شربت روی فرش و لباس هایش، او را تحقیر و سرزنش نمی کنند و از جملاتی مانند" تو دست و پا چلفتی هستی، تو گیج هستی و یا تو نادان هستی" استفاده نمی کنند، چراکه می دانند این کلمات بسیار سمی بوده و روان کودک مضطرب را آزار می دهند و همچنین بی تفاوت از اشتباه کودک نمی گذرند، اما به او می گویند حالا که اسباب بازی خراب شد یا ظرف شیرینی روی زمین پخش شد، می توانیم فکر کنیم و ببینیم که چطور می توانیم آن را درست کنیم و یا فرش را چطور پاک کنیم و ... در این شیوه تربیت والدین همراه کودک هستند نه در مقابل او. این روش کمک می کند که فرزندمان با تشویق شدن برای انجام کارهای درست، آنها را بیشتر انجام دهد و بداند در مقابل هر کار اشتباهی باید عواقب آن را بپذیرد. در نهایت حاصل این شیوه ی تربیت، فرزندانی خواهد بود که قدرت تحمل و اعتمادبه نفس بالایی خواهند داشت. آنها مسئولیت پذیر می شوند و بدون آسیب های به جامانده از تربیت نادرست والدین می توانند در روابط آینده شان، مثل کار و ازدواج، موفق عمل کرده و فرزندان سالمی را پرورش دهند.

    


کپی رایت متعلق به سایت ساحل آرامش می باشد