حدیث عشق :: صفحه اصلي :: غریبانه


v راز و نیاز
جمعه، ۲۲ مهر ۱۳۸۴

اللهمّ اجْعلني فيهِ من المُتوكّلين عليكَ واجْعلني فيهِ من الفائِزينَ لَدَيْكَ واجْعلني فيهِ من المُقَرّبينَ اليكَ بإحْسانِكَ ياغايَةَ الطّالِبين.

آنقدر  درد  درون را در دل خود ریختم

تا که خود با درد هستی سوز خود آمیختم

تا جدا ماند من در من ز  هر بیگانه ای

از تو هم ای عشق بی فرجام من بگریختم

برگ زردی بودم و در تند باد حادثات

بر تن هر شاخه ی بی ریشه ای آویختم

*******

خاکستر کوی تو مرا مهر نماز است

از خلق بريدم دل و چشمم به تو باز است

من سائل هر روزه ی کوی تو ام ای دوست

در کوی تو ديگر به بهشتت چه نياز است

باغ دلی را که تو آتش زده باشی

مطلوبترين ميوه آن سوز و گداز است

از بس که کريمی ز گدا ناز کشيدی

با آن که وجودت همه آئينه ناز است

******

 

(متن زیر انتخاب شده از بین کامنتهای آپدیت قبلی می باشد )

 

خدایا مرا آن گونه که خودت صلاح می دانی دوستدار دوست داشتنی هایت کن ! خدایا دل بیقرار مرا لبریز عشق و محبت به وجود بر حقت بنما ! خدایا من با عشق تو زنده ام ، با عشق توست که امید در دلم هر روز و شب وجودش را نمایان می سازد و مرا دربودن تو این دنیای خاکی تشویق می کند . خدایا لحظه لحظه زندگی ام را با حضورت پر برکت بنما! خدایا مرا در راهی قرار ده که انتهایش به دریای بی کران محبت تو ختم می شود . خدایا در این دنیای خاکی دلهایمان پر از لکه های سیاه معصیت است که فقط با بخشش بی کران توست که این لکه های سیاه را به نور و روشنایی تبدیل خواهد کرد . خدایا مونس تنهایی ام باش ! ای مهربانترین مهربانان

 

 

امیر (ترنج )

 

http://toranj-asemani.persianblog.com

 

امیر ( سایت شهر عشق )  ترنج 

http://www.shahre-eshgh.com

 

 

 

خداوندا تو خود شاهدی تمامی عزیزانم را به مهمانی ضیافت توآوردم . پرودگارا  تو خود گفتی بخوانید مرا تا اجابت کنم شمارا.....ای خداوند بزرگ اینها بواسطه سیادت من ، مرا واسطه قرار داده اند برای برآورده شدن حاجاتشان مبادا نومید برگردند. با چشمانی اشک بار دست نیاز بسویت دراز میکنم وبرای یکایک این جوانان پاک سلامتی و خوشبختی موفقیت آرزومیکنم .

********

 



بابا عظيمي :: ۸:۵۰ بعدازظهر6